این پژوهش به یکی از چالشبرانگیزترین موضوعات در عدالت آموزشی میپردازد: آیا نحوه اعمال سهمیههای منطقهای (مناطق ۱، ۲ و ۳) در مرحله محاسباتی «برآورد توانایی» – و نه صرفاً در مرحله نهایی – میتواند سرنوشت رتبهبندی داوطلبان را تغییر دهد؟ با تحلیل ثانویه دادههای ۳۰۰۰ داوطلب گروه ریاضی کنکور سراسری، این مطالعه نشان میدهد که نادیده گرفتن ساختار خوشهای (منطقهای) دادهها در تحلیلهای آماری کلان، میتواند منجر به خطاهای سیستماتیک در رتبهبندی نهایی شود. یافتهها حاکی از آن است که حتی زمانی که همبستگیهای درونگروهی (ICC) پایین است، انتخاب متدولوژی آماری برای ادغام سهمیهها، تأثیر معناداری بر جایگاه نهایی داوطلب در آزمونهای سرنوشتساز دارد. برای مطالعه دقیق تاثیرات آماری این مدلسازی بر عدالت سنجش، به لینک زیر مراجعه کنید.